تبلیغات
وَمِنهُم مَن یَنتَظِرُ... - مطالب ابر مدافع حرم
شهید مهدی قاضی خانی
بسم رب الشهدا و الصدیقین

«الَّذِینَ آمَنُواْ وَهَاجَرُواْ وَجَاهَدُواْ فِی سَبِیلِ اللّهِ بِأَمْوَالِهِمْ وَأَنفُسِهِمْ أَعْظَمُ دَرَجَةً عِندَ اللّهِ وَأُوْلَئِکَ هُمُ الْفَائِزُونَ»


شهید مدافع حرم مهدی قاضی خانی
زمان شهادت :آذر ماه 1394

مکان شهادت : سوریه ؛ حلب

************
اَدایِ دین:
بیشتر وقتش رو صرف بسیج میکرد ، میگفت: من مدیون پایگاه بسیجم !
 اگه بچه‌های بسیج ، رفقای من نبودند . من بارها منحرف شده بودم و راهم کج شده بود !
ادامه مــطلب
+نوشته شـــده در چهارشنبه 28 تیر 1396ساعــت01:03 ق.ظ تــوسط کرار | نظرات ()
طبقه بندی: مدافعان حرم،
برچسب ها: بسیج، شهید مهدی قاضی خانی، حلب، سوریه، جبهه النصره، مدافع حرم،
شهید میثم علیجانی
بسم رب الشهدا و الصدیقین

«الَّذِینَ آمَنُواْ وَهَاجَرُواْ وَجَاهَدُواْ فِی سَبِیلِ اللّهِ بِأَمْوَالِهِمْ وَأَنفُسِهِمْ أَعْظَمُ دَرَجَةً عِندَ اللّهِ وَأُوْلَئِکَ هُمُ الْفَائِزُونَ»


شهید علیجانی در کنار دوستان شهیدش(شهیدان سالخورده ، عابدینی و فیروز آبادی)


شهید علیجانی در کنار دوست شهیدش علی عابدینی در کربلای خانطومان



شهید علیجانی  در کنار شهیدان حسین مشتاقی و جاویدالاثر سیدسجادخلیلی درکربلای خانطومان
شهید مدافع حرم میثم علیجانی
زمان شهادت : تیر ماه 1396
مکان شهادت : شمالغرب ، سیلوانا ، مرز ایران و ترکیه

************
همرزم شهید:
من خیلی با میثم رفیق بودم ، خیلی پاکار و اهل دل بود.تو خان طومان با هم بودیم ،کنار دست خودم مجروح شد و برگشت عقب .بعد از شهادت بچه ها خودش رو خیلی سرزنش می کرد . در عین اینکه واقعا راضی به رضای خدا بود ولی از دست خودش خیلی ناراحت بود و همیشه افسوس می خورد که چرا از بهترین رفقاش جا مونده.ولی آخر سر مرغ دلش تو قفس دنیا جا نگرفت ، پر زد و رفت تا خدا...
ادامه مــطلب
+نوشته شـــده در پنجشنبه 22 تیر 1396ساعــت01:40 ب.ظ تــوسط کرار | نظرات ()
طبقه بندی: مدافعان وطن، مدافعان حرم،
برچسب ها: خان طومان، جانباز، شهید، میثم علیجانی، مدافع وطن، مدافع حرم، سانحه رانندگی،
شهید محمد زهره وند
بسم رب الشهدا و الصدیقین

«الَّذِینَ آمَنُواْ وَهَاجَرُواْ وَجَاهَدُواْ فِی سَبِیلِ اللّهِ بِأَمْوَالِهِمْ وَأَنفُسِهِمْ أَعْظَمُ دَرَجَةً عِندَ اللّهِ وَأُوْلَئِکَ هُمُ الْفَائِزُونَ»


شهید مدافع حرم محمد زهره وند
زمان شهادت : آبان ماه 1394

مکان شهادت : سوریه ؛ حلب

************
همسرم ، نمی‌دانم چه بگویم و چه بنویسم، فقط چند خواسته از تو دارم:
و آنهم اینکه مثل همیشه حجابت را خوب حفظ کن و این حجاب و معرفت را به دخترم ریحانه جان یاد بده.
ادامه مــطلب
+نوشته شـــده در سه شنبه 20 تیر 1396ساعــت10:22 ق.ظ تــوسط کرار | نظرات ()
طبقه بندی: مدافعان حرم،
برچسب ها: اراک، مدافع حرم، شهید، محمد زهره وند، سوریه، حلب،
شهید ابوذر امجدیان
بسم رب الشهدا و الصدیقین

«الَّذِینَ آمَنُواْ وَهَاجَرُواْ وَجَاهَدُواْ فِی سَبِیلِ اللّهِ بِأَمْوَالِهِمْ وَأَنفُسِهِمْ أَعْظَمُ دَرَجَةً عِندَ اللّهِ وَأُوْلَئِکَ هُمُ الْفَائِزُونَ»


شهید مدافع حرم ابوذر امجدیان
زمان شهادت : آبان ماه 1394

مکان شهادت : سوریه ؛ حلب

************
برگی از زندگینامه شهید ابوذر امجدیان :

ابوذر واقعا نمونه یک مرد تمام عیار بود برای من.واقعا هر چیزی در مورد یک مرد مومن شنیده بودم رو در اون می دیدم.هیچ وقت برای من تکراری نشد تا آخرین لحظات زندگی مشترکمون همیشه جنبه جدیدی از شخصیتش رو در زندگیم درک کردم.هیچ وقت هم نشد که خستگی محل کارش رو با خودش به خونه بیاره ، با وجود همه سختی های کارش وقتی به خونه بر می گشت غالبا کارها رو خودش انجام می داد.خیلی بهش اصرار می کردم که تو خسته ای بزار من کارهای داخل منزل رو انجام بدم ولی اصلا گوش نمی کرد و می گفت: دوست دارم همیشه و هر لحظه در زندگی تمام اعمال و رفتارمون شانه به شانه و برای به کمال رسوندن همدیگه باشه.به نظرم شهادت حق ابوذر بود.واقعا چیزی غیر از شهادت رو خودم برای ابوذر کم می دونستم.ما درسته که مدت زمان زیادی رو با هم نبودیم ولی بیشتر از خیلی از زندگی های چندین و چند ده ساله "زندگی"  کردیم.

ادامه مــطلب
+نوشته شـــده در چهارشنبه 20 اردیبهشت 1396ساعــت01:11 ب.ظ تــوسط کرار | نظرات ()
طبقه بندی: مدافعان حرم،
برچسب ها: صابرین، نیرومخصوص، نیروهای ویژه، مدافع حرم، سوریه، عملیات محرم،
شهید صادق شیبک
بسم رب الشهدا و الصدیقین

«الَّذِینَ آمَنُواْ وَهَاجَرُواْ وَجَاهَدُواْ فِی سَبِیلِ اللّهِ بِأَمْوَالِهِمْ وَأَنفُسِهِمْ أَعْظَمُ دَرَجَةً عِندَ اللّهِ وَأُوْلَئِکَ هُمُ الْفَائِزُونَ»


شهید مدافع حرم صادق شیبک
زمان شهادت : فروردین ماه 1395

مکان شهادت : سوریه ؛ حلب

************
شهید به روایت همسر محترمشان:

صادق خیلی دلسوز بود و به مردم و نیازمندان غریب و آشنا کمک مالی می کرد ، هیچ وقت ندیدم که موقعیت نماز اول وقت باشه و نمازش رو اول وقت نخونه.همیشه ورد زبونش اسم امام زمان (عج) و دعا برای فرج آقا بود. صادق به فراخور شغلش خیلی ورزش می کرد . واقعا به کارش علاقه و به راهی که توی پیش رو داشت اعتقاد قبلی داشت.
صادق خیلی دغدغه وضع جامعه رو داشت . خیلی وقتها  که با هم صحبت می کردیم از سختی های کارش می گفت.اما خوشحال بود که اگه سختی میکشه در عوض مردم کشورش توی رفاه و امنیت هستند . می گفت : توی سخت ترین شرایط وقتی فکر می کنم که ثمره این تلاش ما آسایش مردم هستش ، سختی های کارم برام شیرین میشه.
ادامه مــطلب
+نوشته شـــده در سه شنبه 12 اردیبهشت 1396ساعــت12:29 ب.ظ تــوسط کرار | نظرات ()
طبقه بندی: مدافعان حرم،
برچسب ها: شهید صادق شیبک، ارتش، نوهد، نیرو مخصوص، مدافع حرم، حلب، سوریه،