تبلیغات
وَمِنهُم مَن یَنتَظِرُ... - مطالب مهر 1395
شهید مرتضی زرهرن
بسم رب الشهدا و الصدیقین

«الَّذِینَ آمَنُواْ وَهَاجَرُواْ وَجَاهَدُواْ فِی سَبِیلِ اللّهِ بِأَمْوَالِهِمْ وَأَنفُسِهِمْ أَعْظَمُ دَرَجَةً عِندَ اللّهِ وَأُوْلَئِکَ هُمُ الْفَائِزُونَ»


شهید
مدافع حرم مرتضی زرهرن
زمان شهادت: 1394/01/13
مکان شهادت: سوریه ؛ حلب
*****************
بخشی از خصوصیات اخلاقی شهید:


در نماز جمعه شرکت می کرد و نسبت به این فریضه سیاسی عبادی خیلی حساس بود.
همیشه دائم الوضو بود.یک دفتر مخصوص برای خمس داشت و همیشه خمس رو پرداخت میکرد ،  به صله رحم واقعا اعتقاد داشت و همه تو فامیل به این ویژگی بارزش اشاره می کردند.همیشه
تا حدی که توانائی داشت مشکلات همه رو حل میکرد ، عاشق کارش بود. خدمت به پدر و مادر رو افتخار می دونست...
همه کارهای خونه پدرش رو خودش انجام می داد.کارهای ساخت و ساز از قبیل بنایی و لوله کشی و ...

ادامه مــطلب
+نوشته شـــده در جمعه 30 مهر 1395ساعــت03:28 ب.ظ تــوسط کرار | نظرات ()
طبقه بندی: مدافعان حرم،
برچسب ها: شهید مرتضی زرهرن، ارتش، نوهد، حلب، سوریه، مدافع حرم،
شهید علی اصغر شیردل
بسم رب الشهدا و الصدیقین

«الَّذِینَ آمَنُواْ وَهَاجَرُواْ وَجَاهَدُواْ فِی سَبِیلِ اللّهِ بِأَمْوَالِهِمْ وَأَنفُسِهِمْ أَعْظَمُ دَرَجَةً عِندَ اللّهِ وَأُوْلَئِکَ هُمُ الْفَائِزُونَ»


شهید مدافع حرم علی اصغر شیردل
زمان شهادت: 1394/02/30
مکان شهادت: سوریه ؛ حلب
*****************
بخشی از وصیتنامه شهید:
پسرعزیزم،شمارابه انجام سه عمل براساس فرمایش رهبری توصیه می کنم.درطول زندگی همیشه تحصیل، تهذیب و ورزش را سرلوحه امور قرارده و هرسه راهمزمان تقویت کن...

*پیکر مطهر شهید شیردل،پس از گذشت یکسال به میهن بازگشت*
ادامه مــطلب
+نوشته شـــده در یکشنبه 25 مهر 1395ساعــت10:50 ب.ظ تــوسط کرار | نظرات ()
طبقه بندی: مدافعان حرم،
برچسب ها: شهید علی اصغر شیر دل، مدافع حرم، حلب، سوریه، وصیت، رهبری، ولایتمداری،
شهید محمدرضا زارع الوانی

بسم رب الشهدا و الصدیقین

«الَّذِینَ آمَنُواْ وَهَاجَرُواْ وَجَاهَدُواْ فِی سَبِیلِ اللّهِ بِأَمْوَالِهِمْ وَأَنفُسِهِمْ أَعْظَمُ دَرَجَةً عِندَ اللّهِ وَأُوْلَئِکَ هُمُ الْفَائِزُونَ»

شهید مدافع حرم محمدرضا الوانی

زمان شهادت: 1395/07/06

مکان شهادت: سوریه ؛ حلب


*****************
شهید به روایت همرزمش:
نگرانیم بیشتر برای مادر حاج رضا بود چون حاج رضا همیشه نگران مادرش بود .از حضرت زینب خواستم دستای مبارکشون رو بر قلب بی قرار مادر بگذارد...
همه بی قرار بودند ، مادر شهید و همسر حاجی و خواهرهاش وارد اتاق شدند ، اولین دیدار بعد از اخرین وداع بود.
گریه امان همه رو بریده حاج رضا  توی یک تابوت چوبی بین پارچه ای سبز و با پیشونی بند مدافع حرم آروم گرفته بود ...
بعد از این دیدار مجددا تابوت رو به حسینیه آورند تا این بار همه وداع کنند ولی دوباره خواهرها خودشون رو به تابوت رسونده و نوحه میخوندن.
اما خبری از مادر حاج رضا نبود...
سریع خودم را به مادر حاجی رسوندم ، گوشه ی حسینیه برای خودش گریه میکرد.گفتم مادر پاشو بریم بالا سر حاج رضا یک بار دیگه خداحافظی کن ، نگاهی کرد و با چشمانی اشک آلود بهم فهموند که نمیاد. دوباره اصرار کردم ، گفت پسرم نمیام...
رضا جانم خجالت میکشه....
چون تا حالا یکبار هم پیش من پاهاش رو دراز نکرده ، میدونم الان خجالت میکشه که نمیتونه پاهاش رو جمع کنه.
ادامه مــطلب
+نوشته شـــده در شنبه 24 مهر 1395ساعــت03:30 ب.ظ تــوسط کرار | نظرات ()
طبقه بندی: مدافعان حرم،
برچسب ها: شهید رضا الوانی، شهید محمد رضا زاع الوانی، صابرین، حلب، النصره، مدافع حرم،
شهید محمد حسین محمدخانی
بسم رب الشهدا و الصدیقین

«الَّذِینَ آمَنُواْ وَهَاجَرُواْ وَجَاهَدُواْ فِی سَبِیلِ اللّهِ بِأَمْوَالِهِمْ وَأَنفُسِهِمْ أَعْظَمُ دَرَجَةً عِندَ اللّهِ وَأُوْلَئِکَ هُمُ الْفَائِزُونَ»



شهید مدافع حرم محمد حسین محمدخانی

زمان شهادت: 1394/08/16
مکان شهادت: سوریه ؛ حلب

*****************
شهید به روایت همرزمش:

محمد حسین عاشق بود،واقعا غیر از این چیزی نمی تونم در موردش بگم.چون کارهایی که انجام می داد رو جز با منطق عشق نمیشه توجیه کرد...
همیشه وقتی همه ی ما کم می آوردیم اون آماده بود...

خیلی از شبها که بعضی از یگان ها آمادگی عملیات کردن نداشتند محمد حسین و یگان تحت امرش داوطلب می شدند و نمی گذاشتند کار روی زمین بمونه.خیلی وقتها چندین شب پشت سر هم مرد شماره یک عملیات ها بود.

*این خاطره اش کمر رو شکسته:
علاقه عجیبی به خانم و کودک نوزادش داشت،واقعا وقتی با بچه اش بازی می کرد من حسودیم می شد از اینکه انقدر ذوق بچه اش رو داره.قبل از شهادتش حدود دو ماهی می شد که خانواده اش رو ندیده بود،به زور و با التماس از خط کشیدمش عقب و گفتم برو خانوادت رو ببین،اول چیزی نمی گفت،ولی بعد از اصرار زیاد من گفت: حاجی من دیگه از خانواده ام دل کندم،نمی خوام دوباره وابستشون بشم.
واقعا هم از دنیا و همه تعلقاتش دل کنده بود،آخرین دفعه ای بود که دیدمش،بعد از اون رفت و دیگه برنگشت...

ادامه مــطلب
+نوشته شـــده در چهارشنبه 21 مهر 1395ساعــت06:42 ق.ظ تــوسط کرار | نظرات ()
طبقه بندی: مدافعان حرم،
برچسب ها: شهید محمد حسین محمد خانی، حلب، سوریه، النصره، تیپ آفندی سیدالشهدا، مدافع حرم، یزد،
شهید سید میلاد مصطفوی
بسم رب الشهدا و الصدیقین

«الَّذِینَ آمَنُواْ وَهَاجَرُواْ وَجَاهَدُواْ فِی سَبِیلِ اللّهِ بِأَمْوَالِهِمْ وَأَنفُسِهِمْ أَعْظَمُ دَرَجَةً عِندَ اللّهِ وَأُوْلَئِکَ هُمُ الْفَائِزُونَ»


شهید
مدافع حرم سید میلاد مصطفوی
زمان شهادت: تاسوعای 1394

مکان شهادت:سوریه ،حلب

*****************
آخرین لحظات زندگی شهید به روایت همرزمشان:

سید میلاد واقعا آدم عجیبی بود،توی هیات وقتی مداح این شعر رو می خوند:
علوی می میرم ،مرتضوی می میرم
انتقام حرم زینب رو من می گیرم
اسدی مکتبم و حسینی آئینم من

پای ناموس حسین،شاهرگم میدم من
انقدر با دست روی شاهرگش میزد که جای دستش سرخ می شد...
آخرین لحظه کنار هم بودیم،بهش گفتم نرو جلو با تیر ممکنه شهیدت کنند،داشت تیر بار می زد که تک  تیر انداز دشمن شاهرگ گردنش رو هدف قرار داد...
 

ادامه مــطلب
+نوشته شـــده در سه شنبه 20 مهر 1395ساعــت03:16 ب.ظ تــوسط کرار | نظرات ()
طبقه بندی: مدافعان حرم،
برچسب ها: شهید سید میلاد مصطفوی، همدان، لشکر انصارالحسین، حلب، سوریه، مدافع حرم، النصره،