تبلیغات
وَمِنهُم مَن یَنتَظِرُ... - مطالب آبان 1393
سرگرد شهید كوچك ابول زاده
بسمه تعالی



*****************************************************************
نام : سرگرد شهید كوچك ابول زاده
سمت : فرماندهی مرزبانی استان آذربایجان غربی
نام پدر : علی
محل و تاریخ تولد : شهرستان ارومیه سال 1341

محل و تاریخ شهادت : پایگاه بایدوست گروهان مرزی سرو در هنگ مرزی ارومیه
1388/02/14
تعداد فرزند : 3فرزند
نحوه شهادت : بر اثر انفجار تله انفجاری


ارتفاعات بایدوست سرپل دوم گروهک پژاک محل درگیری بود ، ما اونجا یک برجک درست کردیم ، تابستان مشکل حل شد ، اما زمستان سرد بود ، برجک رو با چند برجک همجوار خالی کردیم آمدیم عقب . وقتی بهار  می شد تا خرداد ماه جاده ها به سختی باز می شد در اون سال چون ما کارمون در تابستان خوب بود ، خواستیم مقداری زودتر بریم برای پاکسازی ، می دونستیم مسیرهایی که تخلیه کردیم بمب گذاری میشه ، تأکید هم کردیم ، شهید ابول زاده به عنوان فرمانده گروهان ترگه ور ، خودش آموزش دیده در این رابطه بود و در عملیات پاک سازی شرکت کرد . در تاریخ ۱۳۸۸/۰۲/۱۴ شروع کردیم بازگشایی مسیر از اربیلان . شهید ابول زاده نرسیده به خود برجک ، اولین مین رو خنثی می کنه ، اونجا دستاش و می بره بالا و دعا می کنه که اتفاقی برای بچه ها نیفتاده ، معمولاً می دونستیم که حتماً داخل برجک تله گذاری هست ، میره داخل پایگاه و نمیذاره کس دیگری بره داخل ، در ورودی پایگاه رو کنترل می کنه میره داخل ، داخل برجک تله گذاری شده بود تا می خواد در و باز کنه ، گروه تروریستی ریموت رو می زنن و ابول زاده ۸دقیقه بعد از خنثی کردن مین اولی شهید میشه . اما بچه ها بلافاصله رفتن داخل برجک و اونجا را تصرف کردن .

همه از شهید ابول زاده به عنوان مردی بزرگ یاد می کنند ، مردی که مردمدار بود ، پای درد و دل مردم می نشست ، مشکلاتشان را حل می کرد و حفظ شرف و آبروی مردم از اصول ارزشی او در انجام ماموریت هایش بود .


شادی روح شهدا صلوات

*****************************************************************
تهیه و تنظیم : عبدالزهرا سلام الله علیها

ادامه مــطلب
+نوشته شـــده در سه شنبه 20 آبان 1393ساعــت02:05 ب.ظ تــوسط کرار | نظرات ()
طبقه بندی: مدافعان وطن،
برچسب ها: شهید کوچک ابول زاده، نیروی انتظامی، فرمانده، آذربایجان غربی،
شهید بابک اسدی سرمستی
به نام خدای حسین (ع)




نفر وسط شهید بابک اسدی سرمستی


********************

با عرض سلام و تسلیت خدمت خوانندگان محترم وبلاگ به مناسبت فرا رسیدن عاشورای حسینی

شهید بابک اسدی در تاریخ 1359/09/17 در خانواده ای مذهبی در خطه شهید پرور و مقاوم اسلام آباد غرب دیده به جهان گشود . وی دارای مدرک کارشناسی تربیت بدنی بود.

شهید اسدی پس از خدمات مخلصانه به نظام مقدس ؛ سرانجام در سحرگاه جمعه 1388/02/04 در حالی که مشغول به انجام وظایف محوله بود مورد حمله و اصابت گلوله قرار گرفت و مجروح شد و ساعتی بعد به سوی جایگاه ابدی خویش پر کشید.
آن روز پژاک 18 نفر از سربازان و پرسنل پاسگاه انتظامی روانسر را به شهادت رساند.

شهید بابک اسدی و همرزمانش با شهادت خود باعث توقف عملیات گروهک منفور پژاک شدند"
اسامی شهدای حادثه تروریستی چهارم اردیبهشت سال 88 از این قرار می باشد:
فواد بهادری، هرمز محبی، حمزه چهاردولی، مجید بهرام آبادی، مرتضی معصومی راغب، رضا ضرغام فر، امیرالهیاری، احسان رضایی، مجتبی کریمی، امید جلالوند، حمید امیری، مصطفی بسامی، امیر نعمتی، احسان رحیمی پور، سعید ملکی، کاوه مرادی، سعید رضایی، افشار جعفری و بابک اسدی سرمستی
                 


شادی ارواح مطهر این شهدای عزیز صلوات

********************************
تنظیم :عبدالزهرا سلام الله علیها

ادامه مــطلب
+نوشته شـــده در سه شنبه 13 آبان 1393ساعــت03:21 ب.ظ تــوسط کرار | نظرات ()
طبقه بندی: مدافعان وطن،
برچسب ها: شهدای شمالغرب، شهید بابک اسدی، نیروی انتظامی،
شهدای واحد اطلاعات لشکر 17 علی ابن ابیطالب علیه السلام قم
بسمه تعالی


******************************
ایام سوگواری امام عشق،حضرت ابا عبدالله علیه السلام و یاران باوفای ایشان را به محضر همه ی بازدیدکنندگان محترم وبلاگ شهدای شمالغرب ؛ تسلیت عرض می نمائیم. با آرزوی قبولی عزاداری های شما عزیزان در این مطلب خاطره ای رو از شهدای شعبانیه (شهدای واحد اطلاعات لشکر 17 علی ابن ابیطالب علیه السلام قم) به نقل از راوی ارزشمند دوران دفاع مقدس حاج حسین کاجی به صحنه ی تحریر می کشیم.

******************************
شهدای بزرگوار واحد اطلاعات لشکر 17 علی ابن ابی طالب قم:
شهیدان عبدالحسین موسوی نژاد ، عباس عاصمی ، علی اکبر جمراسی ، مهدی خبیر ، احمدی تبار ، ولی الله صحرایی
******************************
قبل از هر چیز عذر خواهی  می کنم از همه ی عزیزانی که در این یادواره ی شهدای یگان صابرین شهر چادگان حضور دارند چون احتمال داره حالم بد بشه و وارد شدن به این فضا برای حال بنده مناسب نیست ولی به خاطر ادای حق شهدا وبه احترام خانواده های شهدا اینجا در خدمت شما خواهم بود.آی مردم این شهدا خیلی مقام عجیبی دارند.واقعا بنده در برابر این خانواده های عزیز شهدا شرمنده ام.

یکی از این دوستان ما که در واحد اطلاعات لشکر قم حضور داشتند،قبل از آخرین عملیاتی که منجر به شهادت ایشون و دیگر دوستان ما در شمالغرب بشه، با بنده تماس گرفت و گفت: که حسین ما می خوایم بریم شمالغرب ماموریت، تو هم بیا بریم، خیلی خوش می گذره، و خیلی اصرار داشت که بنده هم با این عزیزان برم. اتفاقا من توی اون برهه از زمان خیلی سرم شلوغ بود. گفتم: که من نمی تونم باهاتون بیام. بعد از چند دقیقه صحبت کردن خداحافظی کرد و گوشی رو قطع کرد. دوباره یکی دو روز قبل از ماموریت با من تماس گرفت و گفت حسین ما دیگه داریم میریم، خیلی دوست دارم که تو هم باشی، نمیایی؟
که باز هم به دلیل مشغله هایی که داشتم نتونستم برم. واقعا نمیدونم چرا درخواستش رو رد کردم. ولی هر چی که هست به خاطر اینه که ما هنوز به اون درجه ای که باید برسیم نرسیدیم تا با این شهدا باشیم. و از اون روز تا حالا این حسرت با من همراه هستش.


یاد و خاطره ی شهدای واحد اطلاعات لشکر 17 علی ابن ابی طالب علیه السلام قم گرامی باد.
*******************************
**************************


راوی خاطره:سردار حسین کاجی

تهیه و تنظیم:عبدالزهرا سلام الله علیها

ادامه مــطلب
+نوشته شـــده در شنبه 10 آبان 1393ساعــت11:39 ق.ظ تــوسط کرار | نظرات ()
طبقه بندی: مدافعان وطن،
برچسب ها: شهدای شعبانیه، لشکر علی ابن ابی طالب قم، حاج حسین کاجی، شهدای واحد اطلاعات، شهدای شمالغرب، شهدای صابرین، یادواره،