تبلیغات
وَمِنهُم مَن یَنتَظِرُ... - درود بر پدر و مادر همه شهدا
درود بر پدر و مادر همه شهدا
بانام خدا



****************************

از قدیم گفتن به دریا رفته میداند مصیبتهای دریا را ؛ یعنی برای درک یه موقعیت باید خودتم تا حدودی اون مرحله را درک کرده باشی ... مثلا برای اینکه بدونی مادری یعنی چی؟ باید مادر باشی باید بفهمی وقتی اولادت یه آخ میگه چه جوری همه دنیا پیش چشمت سیاه میشه ، چه جوری میخوای زمین و زمانو به هم بدوزی تا اولادت فقط یه لبخند بزنه ؛ اینا که میگم  شعار نمیدم. خیلیا حرف مرا تصدیق میکنن حالا فکر کن چه دل شیری باید داشته باشی ، چه شیر مرد و شیر زنی باید باشی تا با دست خودت اولادتو فدای اسلام و خدا کنی ، باید چه روح بزرگی داشته باشی که ابراهیم وار اسماعیل را به قربانگاه خدا بفرستی. خدا وکیلی به این فکر کردیم که این کار چه روح  بزرگی میخواد ، به این فکر کردیم که چه قدر مدیونشون هستیم. من که میگم شیر باید جلوی اینا لنگ پهن کنه ، شیر عددی نیست در مقابلشون. هیچ چیزی جبران شجاعت آنها نیست جز رضای پروردگارشان ... دست همه پدر و مادران شهیدانمان را میبوسیم و از خداوند برایشان سربلندی و عاقبت به خیری را آرزو میکنیم.

پای صحبت مادر شهید بزرگوار مهدی مولانیا مینشینیم. ایشان در مورد شهید بزرگوار برای ما صحبت میکنند. آقا مهدی همیشه شاد و شلوغ بودند. از اون کودکی عاشق طبیعت بودند انگار روحش تو دنیا آروم و قرار نداشت. تو کودکیش زیاد مریض میشد. من ایشان را
نذر حضرت ابو الفضل(ع) کرده بودم و شفا یافته بود. یک بار دیگر هم بر اثر شیطنت کودکی پایش دچار سانحه سوختگی شد که با کمک خداوند و توسل به معصومین (ع) شفا یافت. از کودکی عاشق امام حسین و حضرت ابو الفضل (ع) بود و ارادت خاصی به این دو
بزرگوار داشتند ، طوری که روز تولد این دو بزرگوار با عشق خاصی نقل و شیرینی پخش میکردند.

آقا مهدی از دوم دبستان نماز میخواندند و روزه هایشان را کامل میگرفتند. من زیاد سخت نمیگرفتم به خاطر این که به سن تکلیف نرسیده بودند ولی خودش دوست داشت و از همان دوم دبستان هم نماز میخواند و هم روزه هایش را کامل میگرفت. از آن موقع تا  شهادتشان یادم نمی آید حتی برای یه لحظه هم که شده نماز و روزه شان را ترک کرده باشند. همیشه خوش اخلاق بود. سر به سر همه میگذاشت. ما با هم دوست بودیم ، خانه که بود اگر من خسته میشدم در کارها بهم کمک میکرد و مراقب بود خسته نشم.
نبودش برام خیلی سخته مثل یه خواب بد که تموم نمیشه. بیشتر روزها بیقرارش هستم ولی با این وجود خوشحالم که فرزندی داشتم که عاشق خدا و اسلام بود و حسین وار زندگی کرد و حسین وار جانش را در راه اسلام از دست داد. یک مادر برای فرزندش بهترین ها را میخواهد و من خوشحالم که فرزندم بهترین ها نصیبش شد.


هزاران افرین بر همه شیر مردان و شیر زنان قهرمان ایران زمین ؛ به همه پدران و مادرانی که رنج دوری از فرزندانشان را تحمل کردند تا اسلام زنده بماند برای آرامش و آسایش ما ، برای حفظ ناموسهایمان ...


***********************
شادی روح شهید مهدی مولانیا و همه شهدای عزیز صلوات
ادامه مــطلب
+نوشته شـــده در سه شنبه 7 بهمن 1393ساعــت08:02 ب.ظ تــوسط آرزوی شهادت | نظرات ()
طبقه بندی: مدافعان وطن، مدافعان حرم، دلنوشته...،