تبلیغات
وَمِنهُم مَن یَنتَظِرُ... - شهید مصطفی صدرزاده
شهید مصطفی صدرزاده
بسم رب الشهدا و الصدیقین

«الَّذِینَ آمَنُواْ وَهَاجَرُواْ وَجَاهَدُواْ فِی سَبِیلِ اللّهِ بِأَمْوَالِهِمْ وَأَنفُسِهِمْ أَعْظَمُ دَرَجَةً عِندَ اللّهِ وَأُوْلَئِکَ هُمُ الْفَائِزُونَ»


شهید مدافع حرم
مصطفی صدرزاده
زمان شهادت: تاسوعای 1394
مکان شهادت: سوریه ، حلب
*****************
برگی از زندگینامه شهید:
*مصطفی خیلی بی ریا بود...
*ازمنطقه میگفت ولی یک بار نگفت من ، همش میگفت: بچه ها.کمتر کسی میدونست فرمانده گردان شده.
صحبت هاش همیشه با این حرف حضرت امیر بود:
چه بسیارند عبرت ها و چه اندک عبرت گیرنده ها...
*دوستی رو چند روز قبل جایی دیدم که از همرزمان شهید بود . میگفت : مصطفی رو لحظه شهادت هم دیدم.همیشه موقع عملیات بچه هارو جمع میکرد یک گوشه و میگفت: که هیچوقت مغرور نشید به اینکه اینجا چه کاره اید .
هر جا هم به معبری می رسیدیم که خطرناک بود ، مصطفی خودش اول میرفت تا اگر اونجا تو تیررس دشمن بود سپر انسانی بقیه بشه و نگذاره بقیه صدمه ببینن.
همون دوستمون میگفتن: با دشمن فاصلمون کم بود رفیقمون رفت برگ درخت زیتون بیاره برای استتار که یهو با تیر زدنش، میگفت اون یک تیکه زیر آتش بود و کسی جرات نمی کرد سمتش بره ، ولی مصطفی رفت زیر آتیش دشمن و اون شهید را بیرون کشید .
ادامه مــطلب
+نوشته شـــده در پنجشنبه 13 آبان 1395ساعــت09:24 ب.ظ تــوسط کرار | نظرات ()
طبقه بندی: مدافعان حرم،
برچسب ها: شهید مصطفی صدرزاده، مدافع حرم، سوریه، تکفیری، فاطمیون، گردان عمار، حاج همت،