تبلیغات
وَمِنهُم مَن یَنتَظِرُ... - شهید محمدرضا زارع الوانی
شهید محمدرضا زارع الوانی

بسم رب الشهدا و الصدیقین

«الَّذِینَ آمَنُواْ وَهَاجَرُواْ وَجَاهَدُواْ فِی سَبِیلِ اللّهِ بِأَمْوَالِهِمْ وَأَنفُسِهِمْ أَعْظَمُ دَرَجَةً عِندَ اللّهِ وَأُوْلَئِکَ هُمُ الْفَائِزُونَ»

شهید مدافع حرم محمدرضا الوانی

زمان شهادت: 1395/07/06

مکان شهادت: سوریه ؛ حلب


*****************
شهید به روایت همرزمش:
نگرانیم بیشتر برای مادر حاج رضا بود چون حاج رضا همیشه نگران مادرش بود .از حضرت زینب خواستم دستای مبارکشون رو بر قلب بی قرار مادر بگذارد...
همه بی قرار بودند ، مادر شهید و همسر حاجی و خواهرهاش وارد اتاق شدند ، اولین دیدار بعد از اخرین وداع بود.
گریه امان همه رو بریده حاج رضا  توی یک تابوت چوبی بین پارچه ای سبز و با پیشونی بند مدافع حرم آروم گرفته بود ...
بعد از این دیدار مجددا تابوت رو به حسینیه آورند تا این بار همه وداع کنند ولی دوباره خواهرها خودشون رو به تابوت رسونده و نوحه میخوندن.
اما خبری از مادر حاج رضا نبود...
سریع خودم را به مادر حاجی رسوندم ، گوشه ی حسینیه برای خودش گریه میکرد.گفتم مادر پاشو بریم بالا سر حاج رضا یک بار دیگه خداحافظی کن ، نگاهی کرد و با چشمانی اشک آلود بهم فهموند که نمیاد. دوباره اصرار کردم ، گفت پسرم نمیام...
رضا جانم خجالت میکشه....
چون تا حالا یکبار هم پیش من پاهاش رو دراز نکرده ، میدونم الان خجالت میکشه که نمیتونه پاهاش رو جمع کنه.
ادامه مــطلب
+نوشته شـــده در شنبه 24 مهر 1395ساعــت04:30 ب.ظ تــوسط کرار | نظرات ()
طبقه بندی: مدافعان حرم،
برچسب ها: شهید رضا الوانی، شهید محمد رضا زاع الوانی، صابرین، حلب، النصره، مدافع حرم،