تبلیغات
وَمِنهُم مَن یَنتَظِرُ...
شهید سعید بیاضی زاده
بسم رب الشهدا و الصدیقین

«الَّذِینَ آمَنُواْ وَهَاجَرُواْ وَجَاهَدُواْ فِی سَبِیلِ اللّهِ بِأَمْوَالِهِمْ وَأَنفُسِهِمْ أَعْظَمُ دَرَجَةً عِندَ اللّهِ وَأُوْلَئِکَ هُمُ الْفَائِزُونَ»



طلبه شهید مدافع حرم ، سعید بیاضی زاده
زمان شهادت : 1395/07/23
مکان شهات : سوریه ، حلب

********************
خاطره ای از شهید :
اولین بار که میخواست بره آینه قرآن گرفتم براش. قرآن رو بوسید و باز کرد، ترجمه آیه رو برام  خوند، ولی بار آخری که میخواست بره وقتی قرآن رو باز کرد، آیه رو ترجمه نکرد، گفتم سعید چرا ترجمه نمیکنی؟!
رو به من کرد و گفت : اگه ترجمه آیه رو بهتون بگم ناراحت نمیشین؟!
گفتم: نه..!
گفت: آیه شهادت اومده و من به آرزوم میرسم... .

ادامه مــطلب
+نوشته شـــده در سه شنبه 23 آذر 1395ساعــت11:07 ب.ظ تــوسط کرار | نظرات ()
طبقه بندی: مدافعان حرم،
برچسب ها: طلبه، شهید مدافع حرم، سعید بیاضی زاده، حلب، سوریه، مقاومت اسلامی،
شهید رضا بخشی (فاتح)
بسم رب الشهدا و الصدیقین

«الَّذِینَ آمَنُواْ وَهَاجَرُواْ وَجَاهَدُواْ فِی سَبِیلِ اللّهِ بِأَمْوَالِهِمْ وَأَنفُسِهِمْ أَعْظَمُ دَرَجَةً عِندَ اللّهِ وَأُوْلَئِکَ هُمُ الْفَائِزُونَ»

شهید مدافع حرم رضا بخشی
تاریخ شهادت:1393/12/09
مکان شهادت : سوریه ، درعا


********************

خاطره ای از شهید

هر روز صبح فاتح و حاجی( ابوحامد ) بعد نماز نمیخوابیدن و هرکدوم با ماشین خودشان میرفتن دنبال کارها،شهیدفاتح یکی از کارهای هر روزش سرکشی از نیروها و تامین کمبودهای آنها بود.عصر بود و ماشین فاتح وارد مقر شد، پیاده شد و خاک لباس هاشو تکوند و مستقیم رفت آشپزخانه ، منم با عجله رفتم آشپزخانه و شروع کردم به صحبت، معلوم شد که از صبح تا حالا گرسنه است . مسئول آشپزخانه از حضور فاتح خیلی خوشحال بود،اصلا فاتح اتاق هرکی میرفت افتخاری بود، چای و ویفر برا فاتح آورده بود(ویفر بین رزمنده ها خیلی توزیع میشد)فاتح پرسید: حاجی چیزی از ناهار مونده بخوریم؟
دیدم آشپز سریع یک پرس غذای خوب(غذای کنسروی آماده) برای فاتح آورد ، فاتح یک نگاهی کرد و گفت: از این غذا بقیه رزمنده ها هم خوردن؟
آشپز گفت: برا اونا هم هست
دوباره فاتح با صدایی محکمتر گفت: منظورم اینه که از همین غذا رزمنده ها امروز خوردند یا نه؟
آشپز گفت: نه، فقط چند پرس برای افراد خاص کنار گذاشته بودم ، دیدم فاتح ظرف غذا را کنار گذاشت و چای و ویفر را جلو کشید.
اینجوری بود که تبدیل شد به فاتح دلهای فاطمیون...


ادامه مــطلب
+نوشته شـــده در پنجشنبه 18 آذر 1395ساعــت09:02 ب.ظ تــوسط کرار | نظرات ()
طبقه بندی: مدافعان حرم،
برچسب ها: فاتح، شهید رضا بخشی، مدافع حرم، مقاومت اسلامی، سوریه، درعا،
شهید محسن حیدری

بسم رب الشهدا و الصدیقین

«الَّذِینَ آمَنُواْ وَهَاجَرُواْ وَجَاهَدُواْ فِی سَبِیلِ اللّهِ بِأَمْوَالِهِمْ وَأَنفُسِهِمْ أَعْظَمُ دَرَجَةً عِندَ اللّهِ وَأُوْلَئِکَ هُمُ الْفَائِزُونَ»

شهید مدافع حرم محسن حیدری
تاریخ شهادت:1392/05/28
مکان شهادت : سوریه ، حلب


********************

به نقل از خانواده شهید

نا آرامی‌های سوریه شروع و به قبر « حجربن عدی » تعرض شده بود. حرم حضرت زینب (س) مورد هجوم تکفیری ها بود. بعضی می‌گفتند برای در امان ماندن حرم دعای جوشن صغیر بخوانید. محسن جواب داده بود مسئله بزرگ‌تر از این حرف هاست، در راه دفاع از حضرت زینب(س) و این مذهب باید خون داده شود.

*دیدبان :
با اینکه تخصص بالایی داشت ولی با درخواست خودش دیده بان گروه آتشبار شد. ساعتها پشت دوربین، دیده بانی می‌کرد، از خستگی چشمانش قرمز می‌شد. مأموریتش را که انجام می‌داد بین آن می‌رفت به روستا هم سر می‌زد. بچه‌های حزب الله دوربینی هم آنجا گذاشته بودند که محسن دیدبانی می‌کرد. قرار بود در منطقه ای عملیات انجام بگیرد ولی محسن مانع آن عملیات شد. گفته بود در این منطقه زن و بچه دیده است. خیلی دقت داشت طوری گرا بدهد که خونی به ناحق ریخته نشود.

ادامه مــطلب
+نوشته شـــده در سه شنبه 16 آذر 1395ساعــت12:20 ق.ظ تــوسط کرار | نظرات ()
طبقه بندی: مدافعان حرم،
برچسب ها: شهید محسن حیدری، مدافع حرم، زرهی، نجف آباد، خمینی شهر، حلب،
شهید سعید سامانلو
بسم رب الشهدا و الصدیقین

«الَّذِینَ آمَنُواْ وَهَاجَرُواْ وَجَاهَدُواْ فِی سَبِیلِ اللّهِ بِأَمْوَالِهِمْ وَأَنفُسِهِمْ أَعْظَمُ دَرَجَةً عِندَ اللّهِ وَأُوْلَئِکَ هُمُ الْفَائِزُونَ»


شهید مدافع حرم سعید سامانلو
زمان شهادت : 1394/11/16
مکان شهات : سوریه ، حلب

********************

خصوصیات اخلاقی شهید:


وقتی چند روز قبل عملیات تو منطقه برا حضرت زهرا(س) ختم قرآن  بگیره...
وقتی رمز عملیات یا زهرا (س) باشه...
وقتی روی اتیکتش هک کنه یا فاطمه الزهرا (س) و روی سینش بدوزه!
وقتی شعر روی لبش این باشه:
یا فاطمه جان در دو جهان دل به تو بستیم...
یه تیر میشینه تو پهلوش میشه پهلو شکسته ؛ درست مثل بی بی.
میشه : < سعید سامانلو >
وقتی حضرت زهرایی باشی ؛ حضرت زهرایی فدایی ولایت میشی.

******
شهید مدافع حرم سعید سامانلو
از شهدای لشکر عملیاتی علی بن ابیطالب (ع)
که از ناحیه پهلو مورد اصابت گلوله قرار گرفت
 

*شادی روح شهدا و مادر شهدا صلوات*                             
ادامه مــطلب
+نوشته شـــده در پنجشنبه 11 آذر 1395ساعــت12:21 ق.ظ تــوسط کرار | نظرات ()
طبقه بندی: مدافعان حرم،
برچسب ها: شهید مدافع حرم، سعید سامانلو، قم، حلب، سوریه، زهرایی، فاطمی،
شهید عباس دانشگر
بسم رب الشهدا و الصدیقین

«الَّذِینَ آمَنُواْ وَهَاجَرُواْ وَجَاهَدُواْ فِی سَبِیلِ اللّهِ بِأَمْوَالِهِمْ وَأَنفُسِهِمْ أَعْظَمُ دَرَجَةً عِندَ اللّهِ وَأُوْلَئِکَ هُمُ الْفَائِزُونَ»


شهید
مدافع حرم عباس دانشگر
زمان شهادت: 95/03/20
مکان شهادت:سوریه ،حلب
*****************
نحوه شهادت شهید دانشگر به روایت سردار اباذری :


 "عباس بین در و دیوار سوخت"

تقصیر نداشت /،عباس پنج سال، همیشه کنارش بود...
سردار اباذری راز را فاش کرد، راز شهادت عباس را...
آخر میگویند تنها اباذری جسم پاره پاره عباس را دید.

عباس و یه نَفَر دیگه با ماشین میرن جلو، یه جایی کنار دیوار پارك میكنه. وقتی خواستن بیان پایین، با موشك ضد تانك ماشین رو میزنن، تا پیاده بشه "بین در و دیوار" نارنجک منفجر میشه و میسوزه.حاجی گریه میكرد،شونه هاش میلرزید...حاجی گفت من جنازشو دیدم ، نه پهلو مونده بود...نه صورت... نه چشم...عباس خوش سیما بود... سیمای قشنگشم گذاشت و رفت ..
 آره مثل زهرا (س) شهید شد ،تو آتیش ،بین در و دیوار با پهلو و صورت زخمی...

"حاجی براش اسم گذاشت"
*** جوان مومن انقلابی***

ادامه مــطلب
+نوشته شـــده در سه شنبه 9 آذر 1395ساعــت12:16 ب.ظ تــوسط کرار | نظرات ()
طبقه بندی: مدافعان حرم،
برچسب ها: شهید دانشگر، عباس دانشگر، سوریه، حلب، مدافع حرم، مدافعان حرم، قاسم سلیمانی،