تبلیغات
وَمِنهُم مَن یَنتَظِرُ...
شهید علی محمد قربانی
بسم رب الشهدا و الصدیقین

«الَّذِینَ آمَنُواْ وَهَاجَرُواْ وَجَاهَدُواْ فِی سَبِیلِ اللّهِ بِأَمْوَالِهِمْ وَأَنفُسِهِمْ أَعْظَمُ دَرَجَةً عِندَ اللّهِ وَأُوْلَئِکَ هُمُ الْفَائِزُونَ»


شهید مدافع حرم علی محمد قربانی
زمان شهادت : 1394/11/16 
مکان شهادت : سوریه ؛ نبل و الزهرا

************
شهید به روایت همرزشان :
شهید قربانی در سوریه علاوه بر فکر و ایده های نظامی که داشت ، بسیار ایده های جالبی هم در زمینه رسیدگی به مردم و همراه کردن اونها با رزمندگان داشت . وقتی در عملیات بود مثل شیر می غرید و به عنوان یه فرمانده  قدرتمند صحنه نبرد رو مدیریت می کرد ، اما در پشت صحنه نبرد مثل یه پدر مهربون برای مردم و رزمندها  بود . یه قانون گذاشته بود که هر کس هر چیز اضافه ای داره باید بگذاره کنار تا در بین مردم مستضعف منطقه تقسیم بشه . این کار حاجی تاثیر بسزایی در همراهی قلبی مردم با ما داشت . البته ما ظاهر قضیه رو می دیدیم ولی حاجی در باطن قضیه تنها و تنها برای خدا این کار رو می کرد ...
ادامه مــطلب
+نوشته شـــده در سه شنبه 19 بهمن 1395ساعــت08:48 ق.ظ تــوسط کرار | نظرات ()
طبقه بندی: مدافعان حرم،
برچسب ها: سردار شهید، علی محمد قربانی، کار فرهنگی، مربی، فرمانده، حلب، مستضعفین،
شهید مرتضی زارع
بسم رب الشهدا و الصدیقین

«الَّذِینَ آمَنُواْ وَهَاجَرُواْ وَجَاهَدُواْ فِی سَبِیلِ اللّهِ بِأَمْوَالِهِمْ وَأَنفُسِهِمْ أَعْظَمُ دَرَجَةً عِندَ اللّهِ وَأُوْلَئِکَ هُمُ الْفَائِزُونَ»


شهید مدافع حرم مرتضی زارع
زمان شهادت : 1394/09/16 
مکان شهادت : سوریه ؛ خانطومان

************
خاطره ای از شهید :
آقا مرتضی اخلاص عجیبی داشت . تمام کارهاش رو برای رضای خدا انجام میداد . کارهای خوبی که انجام داده بود رو سریع از یاد میبرد تا مغرور نشه و باز هم در راه خدا کار خیر انجام بده . گاهی اوقات با خودم میگم یقینا بخاطر اخلاصش بود که خداوند مرتضی  رو انتخاب کرد و اون رو به فیض ((عند ربهم یرزقون)) رسوند.
ادامه مــطلب
+نوشته شـــده در شنبه 16 بهمن 1395ساعــت01:42 ب.ظ تــوسط کرار | نظرات ()
طبقه بندی: مدافعان حرم،
برچسب ها: شهید مرتضی زارع، مدافع حرم، حلب، ایران، اسلام، حضرت زینب سلام الله علیها،
شهید مهدی طهماسبی
بسم رب الشهدا و الصدیقین

«الَّذِینَ آمَنُواْ وَهَاجَرُواْ وَجَاهَدُواْ فِی سَبِیلِ اللّهِ بِأَمْوَالِهِمْ وَأَنفُسِهِمْ أَعْظَمُ دَرَجَةً عِندَ اللّهِ وَأُوْلَئِکَ هُمُ الْفَائِزُونَ»

شهید مدافع حرم مهدی طهماسبی
تاریخ شهادت:فروردین ماه 1395
مکان شهادت : سوریه ، حلب


********************

به نقل از همرزم شهید:

همه حرفش نماز اول وقت بود،همه فعالیتش حول نماز اول وقت بود.در هر شرایطی در بین دوستان و مهمونی و...  برای برادر کوچکش که طلبه بود سجاده پهن میکرد ، او امام جماعت میشد و پدر ، اهالی خانه و خودش بهش اقتدا می کردند.
درس میداد می گفت: نماز اول وقت...
توی اردوهای آموزشی میگفت: نماز اول وقت...
توی میدان جنگ هم نماز اول وقت...
 
یاد این حرف افتادم:
 
《لبیک یا حسین(ع) یعنی نماز اول وقت》

ادامه مــطلب
+نوشته شـــده در دوشنبه 4 بهمن 1395ساعــت09:04 ب.ظ تــوسط کرار | نظرات ()
طبقه بندی: مدافعان حرم،
برچسب ها: شهید مهدی طهماسبی، حلب، مدافع حرم، مقاومت، نماز، عاشورا،
شهید عبدالرضا مجیری
بسم رب الشهدا و الصدیقین

«الَّذِینَ آمَنُواْ وَهَاجَرُواْ وَجَاهَدُواْ فِی سَبِیلِ اللّهِ بِأَمْوَالِهِمْ وَأَنفُسِهِمْ أَعْظَمُ دَرَجَةً عِندَ اللّهِ وَأُوْلَئِکَ هُمُ الْفَائِزُونَ»

شهید مدافع حرم عبدالرضا مجیری
تاریخ شهادت: مهر ماه 1394
مکان شهادت : سوریه ، حلب


********************

به نقل از همرزم شهید:
عبدالرضا در سلام کردن همیشه پیش قدم بود،طوری که هر وقت زنگ خونه رو میزد و ما میگفتیم کیه؟ بجای اینکه خودش رو معرفی کنه یا بگه باز کن ، میگفت : سلام

ما هم به شوخی وقتی شهید مجیری زنگ خونه رو میزد ، می گفتیم : سلام اومد..!

ادامه مــطلب
+نوشته شـــده در جمعه 1 بهمن 1395ساعــت08:45 ق.ظ تــوسط کرار | نظرات ()
طبقه بندی: مدافعان حرم،
برچسب ها: شهید عبدالرضا مجیری، حلب، مقاومت، سوریه، مدافع،
شهید ابوالفضل راه چمنی
بسم رب الشهدا و الصدیقین

«الَّذِینَ آمَنُواْ وَهَاجَرُواْ وَجَاهَدُواْ فِی سَبِیلِ اللّهِ بِأَمْوَالِهِمْ وَأَنفُسِهِمْ أَعْظَمُ دَرَجَةً عِندَ اللّهِ وَأُوْلَئِکَ هُمُ الْفَائِزُونَ»

شهید مدافع حرم ابوالفضل راه چمنی
تاریخ شهادت:فروردین ماه 1395
مکان شهادت : سوریه ، العیس


********************

به نقل از همرزم شهید:

درگیری توی منطقه شدید شده بود ، من از دور داشتم ابوالفضل رو نگاه می کردم.خیلی فعال بود و جنب و جوش داشت.واقعا مثل شیر می جنگید . همینطور که از دور حواسم بهش بود دیدم دستهاش رو بلند کرد و با صدای بلند و در حال گریه گفت : بی بی جان یا زینب (س) ، دیگه من رو ببر ، دیگه طاقت موندن ندارم ، شهیدم کن بی بی جان.
فکر نمی کردم انقدر آبرومند در گاه خدا باشه . زیاد جدی نگرفتم و حواسم پرت شد .

اما...

چند دقیقه بعد چشمم افتاد به بدن غرق خون ابوالفضل . انقدر آروم روی زمین دراز کشیده بود که باور نمی کردم تا همین چند دقیقه پیش با هم می جنگیدم.

و ابوالفضل پر کشید و آسمونی شد...

ادامه مــطلب
+نوشته شـــده در یکشنبه 26 دی 1395ساعــت05:01 ق.ظ تــوسط کرار | نظرات ()
طبقه بندی: مدافعان حرم،
برچسب ها: شهید مدافع حرم، ابوالفضل راه چمنی، حلب، العیس، فرمانده، عاشقی، مقاومت اسلامی،