تبلیغات
وَمِنهُم مَن یَنتَظِرُ...
شهید مجتبی ذوالفقار نسب
بسم رب الشهدا و الصدیقین

«الَّذِینَ آمَنُواْ وَهَاجَرُواْ وَجَاهَدُواْ فِی سَبِیلِ اللّهِ بِأَمْوَالِهِمْ وَأَنفُسِهِمْ أَعْظَمُ دَرَجَةً عِندَ اللّهِ وَأُوْلَئِکَ هُمُ الْفَائِزُونَ»



شهید مدافع حرم مجتبی ذوالفقار نسب
زمان شهادت : فروردین 1395

مکان شهادت : سوریه ؛ حلب

************
فرازی از وصیتنامه شهید:

بدانید که با قلبی مطمئن و آرام به هدفی که سال‌ها منتظرش بودم رسیدم.مراسم‌هایم را ساده برگزار کنید و فقط برای  امام حسین و عقیله بنی‌هاشم گریه کنید؛ ان‌شاءالله پرهیزگار باشید و تقوا پیشه کنید و بدانید کلید اسرار،نماز اول وقت است. برادرانم را به حفظ حیا و خـواهرانم را به حفظ حجاب اسلامی و همه را به خوردن لقمه حلال وصیت می‌کنم.همه شما عزیزان را به سبقت در کارهای خیر و صله رحم سفارش می‌کنم.
برای من طلب حلایت کنید.
ادامه مــطلب
+نوشته شـــده در چهارشنبه 30 فروردین 1396ساعــت12:11 ق.ظ تــوسط کرار | نظرات ()
طبقه بندی: مدافعان حرم،
برچسب ها: نوهد، ارتش، مجتبی ذوالفقار نسب، مدافع حرم، حلب، سوریه،
حجت الاسلام شهید محمد کیهانی
بسم رب الشهدا و الصدیقین

«الَّذِینَ آمَنُواْ وَهَاجَرُواْ وَجَاهَدُواْ فِی سَبِیلِ اللّهِ بِأَمْوَالِهِمْ وَأَنفُسِهِمْ أَعْظَمُ دَرَجَةً عِندَ اللّهِ وَأُوْلَئِکَ هُمُ الْفَائِزُونَ»


شهید مدافع حرم محمد کیهانی
زمان شهادت : آبان ماه 1395

مکان شهادت : سوریه ؛ حلب

************
فرازی از وصیتنامه روحانیِ شهیدمحمدکیهانی :

غسل و ڪفنم نڪنید..
و مرا با هـمان لباس و بدن خونے درڪنار شهـیدان حسین زاده و مجتبے بابایے زاده بہ خاڪ بسپارید.
*******************

ضمن شهادت به حقانیت خداوندمتعال وپیامبربزرگ اسلام حضرت محمد(صل الله علیهم واله وسلم) وکتاب آسمانی آن قرآن مجیدواهل بیتش(علیهما السلام)؛وصیت خویش را آغاز می نمایم :

{{فالذین هاجروا و جاهدوا فی دیارهم و اوذوا فی سبیلی وقاتلوا وقتلو لاکفرن عنهم سیاتهم ولادخلنهم جنات تجری من تحت الانهارثوابامن عندالله وعنده حسن الثواب}}(ال عمران195)

{{مسلماً کسانی که برای خداهجرت میکنندوازخانهایشان رانده شدندودرراه خدا آزاردیدندوجنگیدندوکشته شدندقطعابدی هایشان راپنهان خواهدکردوآنان رابه بهشت هایی که اززیردرخت های آنها نهرهایی جاریست واردمیکنیم که پاداشی است ازسوی خداوند که پاداش نیکو دست اوست.}}

با یادخداوندبخشنده مهربان که همیشه لطفش شامل حال این حقیرسرا پاآلوده بوده وباسلام ودرود به محضرمبارک حضرت ولی عصر(عجل الله تعالی فرجه شریف)و روح پاک شهیدان وامام بزرگوارورهبرعزیزم امام خامنه ای ، به جهت کل نفس ذائقه الموت همه ی موجودات طعم مرگ راخواهند چشید و حیات ابدی مخصوص به خداوند باری تعالی است. پس بایدازاین دنیای زیبا سفرکرد ازهمه مردم عزیز ایران اسلامی به خصوص اقوام وآشنایان رفیقان عزیزخواهشمندم که دردرجه اول نسبت به احکام نورانی اسلام به خصوص نمازامربه معروف ونهی ازمنکر حجاب و...عمل کرده وکوشاباشند.

و هم چنین پشتیبان ولایت مطلقه فقیه ورهبر عزیز امام خامنه ای باشید، تا به این نظام مقدس که زحمات زیادی برای آن کشیده شده وبرای آن مجاهدت و خونهای پاک زیادی ریخته شده آسیبی نرسد و یکی ازسندهای حقانیت این اصل عزیز و بزرگ انقلاب ولایت مطلقه فقیه این است که بیش ازسیصد هزار شهید در وصیت نامه های خودبر آن  تاکید کرده وباخون خود این امر بزرگ و با برکت را تایید نموده اند.مردم عزیزایران تامیتوانید از آن مراقبت نمایید وهمیشه گوش به فرمان رهبربابصیرت خود امام خامنه ای عزیزباشید....
ادامه مــطلب
+نوشته شـــده در سه شنبه 29 فروردین 1396ساعــت09:39 ق.ظ تــوسط کرار | نظرات ()
طبقه بندی: مدافعان حرم،
برچسب ها: روحانی، روحانیت، روحانی شهید، طلبه شهید، مدافع حرم، حلب، سوریه،
شهید حسین رضایی
بسم رب الشهدا و الصدیقین

«الَّذِینَ آمَنُواْ وَهَاجَرُواْ وَجَاهَدُواْ فِی سَبِیلِ اللّهِ بِأَمْوَالِهِمْ وَأَنفُسِهِمْ أَعْظَمُ دَرَجَةً عِندَ اللّهِ وَأُوْلَئِکَ هُمُ الْفَائِزُونَ»


شهید مدافع حرم حسین رضایی
زمان شهادت : 1394/08/17 
مکان شهادت : سوریه ؛ حلب

************
خاطره ای از شهید به روایت همسرشان :

یه وقتایی که من عصبانی و ناراحت می شدم، ایشون فقط نگاه میکردن و میگفتن:" بنشین...باشه.. من قبول دارم. شما یه لحظه آروم بشین.. نفس عمیق بکشین. حالا هر چی میخواین بگین.." من همه رو میگفتم . تعریف میکردم گریه هام رو میکردم .. میگفتم اینا چرا این کارو کردن؟ بعد به من میگفتن خب شما حق دارین!! اول همه حق رو به من میدادن تا من آروم بشم. بعد از چند ساعت، مثلا شب میشد یا سر سفره شام یا مثلا نشسته بودیم چایی یا عصرونه ای چیزی میخواستیم بخوریم، میگفت من یه چیز بگم عزیز؟( بیشتر وقتها مخصوصا تو خونه به من میگفتن عزیز!  ولی تو خیابون و مسافرت، به اسم پسرم،حامد،منو صدا میزدن.) میگفتن عزیز میشه من یه چیز بگم؟ میگفتم خوب بگید! میگفت ببین مثلا اینجا شاید فلانی این منظور رو نداشت! میگفتم ببین داری طرفداری میکنی! تا میدید که من دارم عصبانی میشم میگفتن :
"تو اصلا بذار من صحبت کنم، بعد سریع جبهه بگیر!  بعد میگفتن بلاخره اون بنده خدا هم مشکلات خاص خودش رو داره! اینجوریه... اینجوریه.. حق با تو هست ولی خب در نظر بگیر! یه مقدارم شما اینجا، اینو گفتی، حق با اونم هست!"

یعنی اون لحظه که من عصبانی بودم، همه حق رو به من میدادن تا من آروم بشم، بعد به موقعش صحبت میکردن . بعضی وقتها میشد که گریه میکردم که از خانواده دوریم ایشون مثل یه پدر با من رفتار میکردن. همون جوری محبت میکردن و میگفتن:" بگو تا آروم بشی خودم برات هم پدر میشم هم مادر. هم برادر میشم هم خواهر ؛ و واقعا هم به حرفشون عمل می کردند .
ادامه مــطلب
+نوشته شـــده در پنجشنبه 12 اسفند 1395ساعــت08:59 ق.ظ تــوسط کرار | نظرات ()
طبقه بندی: مدافعان حرم،
برچسب ها: شهید حسین رضایی، حلب، حزب الله، سوریه،
شهید علی سلطان مرادی
بسم رب الشهدا و الصدیقین

«الَّذِینَ آمَنُواْ وَهَاجَرُواْ وَجَاهَدُواْ فِی سَبِیلِ اللّهِ بِأَمْوَالِهِمْ وَأَنفُسِهِمْ أَعْظَمُ دَرَجَةً عِندَ اللّهِ وَأُوْلَئِکَ هُمُ الْفَائِزُونَ»


شهید مدافع حرم علی سلطان مرادی
زمان شهادت : 1393/11/22 
مکان شهادت : سوریه ؛ درعا

************
خاطره ای از شهید :
اگه بنده بخوام یک خاطره از علی آقا بگم یا یک ویژگی از صدها ویژگی ایشون رو بازگو کنم ؛ به حساسیت ایشون نسبت به بیت المال اشاره می کنم .علی آقا واقعا مقید به رعایت حدود بیت المال بود ، به طوری که وقتی برای ماموریت مجبور بودن با ماشین سازمان تردد کنند اگه  همکارش می خواست برای انجام کار شخصی مسیر رو عوض کنه به شدت مخالفت می کرد .خیلی اوقات وقتی قرار بود با ماشین به شهری دیگه بره برای ماموریت ، اگه می خواست ما رو ببره از ماشین خودش استفاده می کرد .می گفت : وقتی شما همراهم باشید دلم راضی نمیشه از ماشین سازمان استفاده کنم . به همین خاطر از ماشین خودمون استفاده می کرد.

ادامه مــطلب
+نوشته شـــده در چهارشنبه 4 اسفند 1395ساعــت06:35 ق.ظ تــوسط کرار | نظرات ()
طبقه بندی: مدافعان حرم،
برچسب ها: بیت المال، سبک زندگی اسلامی، شهادت، شهید علی سلطان مرادی، درعا، سوریه، عراق،
شهید حسین دارابی
بسم رب الشهدا و الصدیقین

«الَّذِینَ آمَنُواْ وَهَاجَرُواْ وَجَاهَدُواْ فِی سَبِیلِ اللّهِ بِأَمْوَالِهِمْ وَأَنفُسِهِمْ أَعْظَمُ دَرَجَةً عِندَ اللّهِ وَأُوْلَئِکَ هُمُ الْفَائِزُونَ»


شهید مدافع حرم حسین دارابی
زمان شهادت : 1394/05/19 
مکان شهادت : سوریه ؛ حلب

************
خاطره ای از شهید :

آقا حسین خیلی به پدرو مادرشون احترام می گذاشتند و هرشب باهاشون تلفنی صحبت میکرد . حتی در ماموریت ها هم باوجود سنگینی کار و مسئولیت دراولین فرصت ممکن با هاشون تماس میگرفتند و عرض ادب میکردند. امکان نداشت که با پدر و مادرشون روبرو بشن و دست های پدر و مادرشون رو نبوسند .

ادامه مــطلب
+نوشته شـــده در پنجشنبه 28 بهمن 1395ساعــت01:14 ب.ظ تــوسط کرار | نظرات ()
طبقه بندی: مدافعان حرم،
برچسب ها: شهید حسین دارابی، حزب الله لبنان، جیش الثوری، مقاومت اسلامی، جبهه مقاومت،